این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم

در فکر تو بستم چمدان راو همین فکر
مثل خوره افتاده به جانم که بمانم

چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تورا دیده ام ای غم به گمانم؟!

انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر که خالی شده بعد از تو جهانم

از سایه ی سنگین تو من کمترم آیا؟!
بگذار به دنبال تو خود را بکشانم

ای عشق!مرا بیشتر از پیش بمیران
آنقدر که تا دیدن او زنده بمانم


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

موسسه حرف آخر Nicole Moein honarvar مالتینا وبگاه شهید مظلوم دکترسید محمد بهشتی hapipe_ahmadi Katie ارائه خدمات ويزاي اوکراين لباس کار و تجهيزات ايمني آردم سنگ و سبو